از تولد یک سالگی تا 16 ماهگی!
سلاممم بهتر بود عنوان این مطلب رو میذاشتم یه مامان پر مشغله یه آرنیکای وابسته!
دختر نازم این روزها فقط چسبیدی به من شاید باور نکنی تو این مدت من جمعا 1 ساعت هم پای لپ تاب نشستمم چون نمیذاری!![]()
بگذریم این روزها کنار تو به ما خیلی خوش میگذره هر چنر برامون روزهای پر مشغله و پر دغدغه ای هستش!
تو این چهار ماه چه گذشت ....اول بگم که هر هفته تقریبا با مشکل دندون در اوردن سر و کله میزنیممم و شما همچنان بد غذایی!...تا 14 ماهگی البته از 11 تا 14 ماهگی سرلاک خوردی و بعد تعطیل!...13 ماهگی بالاخره گفتی مامان
تقریبا تمام کلمات رو میگی و اونایی رو که بلد نیستی اولش رو میگی!مثل کباب..ک ......دایی..دا...مهبد..مه....کوروکودیل..کور..کور...
خلاصه شیطون بلایه مادری !
اواخر اردیبهشت رفتیمم شمال...و اواخر شهریور هم با پدر و مادر بابا رفتیم شمال...اونجا حسابی شن بازی کردی و از اونجایی که عاشق اب هستی جرات نکردیممم دریا رو از نزدیک بهت نشون بدیمم
غذای مورد علاقت سیب زمینی سرخ شدست....رستوران تعطیل چون انقدر جیغ میزنی که مثل عطاویچ رشت صاحب رستوران میاد پیشت
ابتدای 16 ماهگیت گفتی محمد...
13 ماهگی:

سالگرد ازدواجمون در کنار دختری

پیک نیک در چیتگر
14 ماهگی و جشن قدم:

دخترم مطالعه میکنه!

دخترم قدم میزنه و عاشقققققققققققق کفشاشه!


خیلیییییییییی پارک دوست داری ...و سر سر..



انقدر شیر خوردنتووووووووووووووووووووووو دوست دارمممممممممممممممممم

سفر به همدان در خرداد...

گنجنامه و بلال!



از تولد یک سالگی تا 16 ماهگی!
