آرنیکا
خدایا شکرت به خاطر تمام نعمتهایی که از ما دریغ نکردی
CafeMom Tickers
[ سه شنبه 7 آبان 1392 ] [ 20:16 ] [ مامانی ] [ ]
16 تا 18 ماهگی!

جهان به این بزرگی مال من است…

اگرچه اپارتمان های آسمانخراشی ندارم،

اگرچه سوار بهترین و اخرین ماشین های ساخته دست بشر

نمیشوم،و اگرچه…

در عوض من صاحب چیزهایی هستم که خداوند به

من به رایگانی ارزانی کرده است،

اری من خوشبختم..

چون این جهان به این بزرگی برای من خلق شده است…

من خوشبختم اگر فقیرترین فرد تاریخ جهان هستی باشم…

من خوشبختم چون انسانم…

من خوشبختم چون می اندیشم…

چه خوشبختی بالاتر از اینها……؟!


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 30 ارديبهشت 1394 ] [ 20:28 ] [ مامانی ] [ ]
از تولد یک سالگی تا 16 ماهگی!

سلاممم بهتر بود عنوان این مطلب رو میذاشتم یه مامان پر مشغله یه آرنیکای وابسته!

دختر نازم این روزها فقط چسبیدی به من شاید باور نکنی تو این مدت من جمعا 1 ساعت هم پای لپ تاب نشستمم چون نمیذاری!گریه

بگذریم این روزها کنار تو به ما خیلی خوش میگذره هر چنر برامون روزهای پر مشغله و پر دغدغه ای هستش!

تو این چهار ماه چه گذشت ....اول بگم که هر هفته تقریبا با مشکل دندون در اوردن سر و کله میزنیممم و شما همچنان بد غذایی!...تا 14 ماهگی البته از 11 تا 14 ماهگی سرلاک خوردی و بعد تعطیل!...13 ماهگی بالاخره گفتی مامانمحبتخجالتتقریبا تمام کلمات رو میگی و اونایی رو که بلد نیستی اولش رو میگی!مثل کباب..ک ......دایی..دا...مهبد..مه....کوروکودیل..کور..کور...خندونک

خلاصه شیطون بلایه مادری !

اواخر اردیبهشت رفتیمم شمال...و اواخر شهریور هم با پدر و مادر بابا رفتیم شمال...اونجا حسابی شن بازی کردی و از اونجایی که عاشق اب هستی جرات نکردیممم دریا رو از نزدیک بهت نشون بدیممراضی

غذای مورد علاقت سیب زمینی سرخ شدست....رستوران تعطیل چون انقدر جیغ میزنی که مثل عطاویچ رشت صاحب رستوران میاد پیشتخطا

ابتدای 16 ماهگیت گفتی محمد...


ادامه مطلب
[ جمعه 4 مهر 1393 ] [ 18:27 ] [ مامانی ] [ ]
1 سالگیت مبارک تنها گل زندگیممم

الان که دارم برات مینویسممم تمام وجودمممم پر از خوشحالی و چشمام پر از اشکه!چرا؟؟

چون هیچ چیز بجز وجودت نمیتونست به زندگی من گرما بده و منو خوشحال کنه عزیزممممم هر بار که میبوسمت بهت میگممم خدایا شکرت آرنیکا دادی و تو با تمام وجودت میخندییی! عاشقتمممم!

 

عزیزممم باورم نمیشه از اون روز قشنگ از اون گریه بی نظیر یک سال گذشت!!!...شب بیداریا!واکسنای درد ناک نیش زدنای دندون....مهم اینه با تووو گذشت....دوستت دارممم عزیز دوردونممم یکی یه دونمممم

شعرایی که من و بابایی فل بداهه برات گفتیم:

بابایی :آرنیکا نازه.....آرنیکا جواب میده :بل بل...

بابایی:ناز نی نازه...آرنیکا جواب میده :بل بل...

مامانی:ارنیکا عشق منه....آرنیکا:بله...

مامانی:جون منه؟....آرنیکا:بله...

مامانی:نفس منه؟....آرنیکا: بله

 

 

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 15 خرداد 1393 ] [ 23:13 ] [ مامانی ] [ ]
جشن مروارید آرنیکا جونمممم

بالاخره تونستم برات جشن دندونی بگیرمم دختر نازممم ....از بهمن تصمیم به گرفتنش رو داشتیم اما اسباب کشی و عروسی دایی جون و فوت بابا بزرگممم یکم عقبش انداخت دختر گلممم

شما تا امروز 3 تا دندون داری!جالبه که 2 روز بعد ازجشن هم 4 اومین مرواریدت جونه زد!مبارکت باشههه!

 

دومین مرواریدت خیلی اذییتت کرد....گریه

 

بریممم ادامه مطالب و تصاویر جشنت مامانی جونممم............زیبا
 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 25 ارديبهشت 1393 ] [ 12:06 ] [ مامانی ] [ ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه